هارون وهومن ( گروهى از پژوهشگران )

130

سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى )

در چنين جايى ايستاده ، گردن خود را دراز كرده ، آن بوته و خار را به قوت كنده ، مىخورند و در وقت حمله به بوته و خار ، حركت عنيفى « 1 » به راكب خود مىدهند و هرقدر مهار را بكشى و بخواهى آن حيوان را از خوردن آن گياه منصرف نمايى ، ممكن نيست ، و تا آن بوته نكند و نخورد ، محال است كه از آن‌جا قدم بردارد و پيش برود ؛ و اگر در منع اين سرقت عبورى ، زياد . جدّ كنى ، بناى غرش را مىگذارد و با اشتلم « 2 » كار خود را مىكند . واى از آن وقتىكه عبور مسافرين از بيابانى باشد بوته‌دار و خارزار ، خود مىدانيد كه در اين‌جا چه خواهند كشيد و شترها چه حركت‌هاى پرزحمت و اذيّت به آنها خواهند داد . در هر دقيقه 20 مرتبه شتر به طرف بوته گردن دراز مىكند و آن‌را مىكند و مثل اين است كه شخص مىخواهد از بامى پرت شود . اين است كه مسافرين صحراى عربستان هميشه مايل‌اند [ كه ] در دشت‌هاى بىبوته و گياه راه پيمايند ، و از ديدن روييدنى خوششان نمىآيد . [ العاص ] روز اول كه ما از عيون موسى حركت كرديم ، قريب [ به ] ظهر بود كه به تل‌هاى شنزار العاص رسيديم . در آن‌جا پياده شده ، نهار خورديم . شترها ، كه حامل بنه و آغروق « 3 » ما بودند ، راه خود را امتداد داده ، جلو رفتند ، كه بلكه زودتر از ما به منزل برسند و چادرها را برپا نمايند ، كه ما در هنگام ورود سرپناهى داشته باشيم . اين بود كه ما در عين [ موسى ] ، ظهر بدون چادر و سايبان ، در اين‌جا مشغول نهار شديم . در اين گرماى سخت كه غذا مىخورديم ، براى اين‌كه عيش‌مان كامل باشد ، بادهاى مخالف وزيدن گرفت و مبلغى شن‌ريزه داخل اغذيه و حلق و گلوى ما نمود . طرف دست راست ما درياست و هرقدر جلو مىرويم ، يعنى از سوئز دور

--> ( 1 ) . عنيف ( anif ) ، درشت ، سخت ، سختگير . ( 2 ) . اشتلم ( Oshtolom ) ، تندى ، خشونت ، اخذ چيزى به زور ، تعدى . ( 3 ) . باروبنه .